يحيى دولت آبادى

63

حيات يحيى ( فارسى )

زودتر اقدام در اصلاح كارها نمينمائيد ميگويد چهل سال است رو بهر كارى رفته‌ام موفقيت ديده‌ام نميدانم چه سرى است كه در اين كار هر اقدام كه ميكنم نتيجه نميدهد ميگويم مردم بيچاره شده روزگار بر آنها سخت است چاره به حال و كار مردم بايد كرد مردم از شدت ظلم و بىاعتدالى بدر خانه زيد و عمر ميروند ميگويد بلى ظلم من است كه مردم را در خانهء آقايان ميكشاند با اينكه اعتقادى به آنها ندارند و از اعمال آنها خشنود نيستند ميگويم اين ملت وزر و و بال بسيار دارد شما چرا وزر ملت را بدوش خودش نميگذاريد ميگويد امروز نميشود مداخله بملت داد كارى كه ميتوان كرد همان اصلاح ديوانخانه عدليه است ميگويم تصور ميفرمائيد با اين ديوانخانه ميتوان رفع ظلمى كرد در زمان ناصر الدينشاه ديوانخانه تأسيس شد بدست عضد الملك رئيس ايل قاجار شاه محكوم واقع شد و بديوانخانه احضار گشت اما براى اصلاحات مملكت و آسايش ملت آن ديوانخانه باعظمت چه نتيجه داد نام شاهزادگان بزرگ را برده ميگويم مأمورين عدالتخانه در مراكز حكومت آنها چه خواهند كرد الا اينكه در عداد نوكرهاى ايشان ايستاده تعظيم نمايند پس چاره نيست مگر آنكه قوت ملت در كار بوده باشد بايد از تمام طبقات خلق جمعى را خودشان انتخاب نموده بمجلس معدلت بفرستند ميگويد خيال داريم بهر وزارتخانه بسپاريم دو سه نفر را روانه كنند ميگويم تجار از ميان خود چند نفر انتخاب كرده بفرستند ميگويد بلى اما بتوسط وزير تجارت هرچه نگارنده صحبت از انتخاب ملت ميكنم او بدولت و وزارتخانه‌ها برميگرداند صحبت علماى روحانى مىشود ميگويد حرف آنها را مزنيد چند نفر قاضى معين مينمائيم در مسائل شرعى قضاوت كنند و احكام آنها در عدليه اجرا گردد بالاخره ميگويم اعتقاد من اينست كه شما خير خواه ملت و طالب آسايش رعيت هستيد به اين جهت همراهى با شما را بر خود لازم ميدانم ولى آن ساعت كه بدانم شما داراى اين عقيده نيستيد و همراهى در اصلاح حال ملت نداريد اول دشمن شما من خواهم بود اوضاع كنونى خطرناك است ميگويد بلى خطرناك است و اشخاص مغرض دارند آن خطر را بدست خود نزديك مينمايند ميگويم همه قسم اشخاص يافت ميشوند مردمى هستند كه مقصودى جز خدمت بدولت و ملت ندارند